عماد الدين حسن بن علي الطبري ( مترجم : عبد الملك بن اسحاق بن فتحان واعظ قمى )
246
اخبار و احاديث و حكايات در فضائل اهل بيت ( ع ) ( فارسي )
خدا شنيدم كه ميفرمود : علي با پيروان خود به حوض كوثر فرود آيند ، و حقّ با ايشان است ، از علي جدا نشويد . و هم در اين كتاب است روايت از معاذه غِفاريه كه او گفت : من انس گيرنده بودم به رسول خدا . با وي به سفرها بيرون رفتمي ، و در سر بيماران بودمي ، و جراحت رسيدگان را دوا كردمي . پس در پيش رسول خدا رفتم به خان عايشه ، و عليّ عليه السلام از پيش او بيرون ميآمد . پس ميشنيدم كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله ميگفت : اي عايشه ! به درستي كه اين مرد دوست داشتهترين مردمان است به نزديك من ، و گراميترين ايشان است برمن . پس حقّ او را بشناس ، و جاي وي گرامي دار ؛ و چون آن حالت ميان عايشه و علي برفت در بصره ، و جنگ ميان عايشه و علي واقع شد ، بعد از آن عايشه به مدينه آمد ، و من به پيش وي رفتم ، و وي را گفتم : اي مادر مؤمنان ! دل تو امروز با عليّ چگونه است پس از آن كه از رسول خدا شنيدي كه به تو ميگفت آنچه گفت . پس عايشه گفت : اي معاذه ! چگونه باشد دل من [ 133 ] با مردي كه چون پيش ما آمدي ، و پدرم به نزديك ما بودي ، در روي عليّ نظر كردي و سير نشدي . من گفتم وي را كه : اي پدر ! تو نظر در روي عليّ بسيار ميكني . گفت : اي دختر ! من از رسول خدا شنيدم كه ميگفت : نظر كردن در روي عليّ عبادت است . مخالف ميگويد كه عليّ گفت : قتلانا و قتلاهم فيالجَنّة ، يعني : كشتگان ما و كشتگان ايشان كه اصحاب جملاند در بهشت است . اين باطل است به حديث : يا عليّنفسُك نَفسي و دمُك دمي و حربُكَ حربي و سلمُك سِلمي ، يعني : اي عليّ ! نفس تو نفس من است ، و خون تو خون من است ، و جنگ با تو جنگ با من است ، و صلح با تو صلح با من است . پس حكم حرب علي ، حكم حرب رسول داشته است . چنان كه محارب رسول اللّه دوزخي است ، محارب علي نيز دوزخي بود ، و باقي طلحه و زبير بر امام وقت خروج كردند ، و پيش مخالف ، ياغى [ شايد : باغي ] ، و پيش شيعه . . .